شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: فرهنگ و هنر
ساعت: 13:27 منتشر شده در مورخ: 1399/08/05 شناسه خبر: 1660879
دانا گزارش می دهد؛

روزهای خوش «vod»ها با اکران سبد گندیده سینمای ایران

روزهای خوش «vod»ها با اکران سبد گندیده سینمای ایران
درحالی این روزها همه فیلم های بی کیفیت، بی محتوا و بعضا توقیفی سر از اکران آنلاین سینمای ما درمی آورند تا جیب VODها را پر کنند که سینمای هالیوود، بی خیال گیشه فیلم های پرمخاطب و جذابی را روانه سرویس های استریمینگ خود کرده است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ ویروس کرونا با حضور 8 ماهه خود در ایران، تغییرات زیادی را در سبک زندگی ماها بوجود آورده است و باعث تعطیلی و از رونق افتادن بسیاری از کسب و کارها شده است. فرهنگ و هنر از این مقوله بی تاثیر نبوده و در این مدت شاهد تعطیلی های پی در پی سینماها و مراکز فرهنگی هنری بوده ایم.

شاید تاثیر این تعطیلی ها را بر پیکیر سینما بهتر از سایر حوزه ها بتوان مشاهده کرد. زیرا اکثر پروژه های  تلویزیونی پس از وقفه ای چند ماهه، دوباره جانی تازه گرفتند و سریال ها و برنامه های تلویزیونی در حال تولید و رسیدن به آنتن هستند.

ولی داستان سینما مقوله ای جداگانه دارد؛ بطوریکه رفتن به سینما برای اکثر مردم بیشتر جنبه تفریح و سرگرمی دارد و بالطبع اکثر مردم در این روزهای کرونایی که هر روز سخت تر از گذشته می شود، ترجیح می دهند فیلم های سینمایی را بجای حضور در سینما، از پلتفرم های VOD و در خانه تماشا کنند.

فیلم سینمایی «خروج» ابراهیم حاتمی کیا اولین فیلمی بود که در روزهای کرونایی و بلاتکلیفی سینماها، با حضور در بستر شبکه نمایش خانگی و VOD ها چراغ این نوع اکران را روشن کرد و به تدریج دیگر تهیه کنندگان نیز با حضور در اکران آنلاین، اصطلاحا قید گیشه را زدند و ترجیح دادند فیلم خود را در این قالب تازه اکران کنند. بستری که البته با حواشی و داستان همیشگی دانلود غیر قانونی و قاچاق فیلم ها همراه بوده و هست.

بعد از اکران فیلم ها در قالب وی او دی ها، برای ترغیب مردم به فیلم دیدن، «سینما ماشین» کلید خورد و این تجربه فیلم دیدن نیز در برخی شهرها تماشاگرانی را برای خود به همراه داشت.

اکران آنلاین سهم همه بی کیفیت ها

نکته ای که این میان در خصوص اکران آنلاین، قابل تامل است عدم تمایل تهیه کنندگانی است که برای فیلم خود در گیشه، شانس بیشتری متصور اند و حاضر نیستند حتی با گذشت بیش از 8 ماه، فیلم خود را در بستر آنلاین اکران کنند. همه سینما دوستان بدون شک برای فیلم هایی نظیر «شنای پروانه»، «روز صفر»، «درخت گردو»، «خورشید» و «خوب بد جلف؛ ارتش سری» فروش خوبی در گیشه متصوراند و جدای از فروش، فیلمی مانند «روز صفر» برای پرده سینما ساخته شده نه گوشی موبایل و لب تاپ.

در طرف دیگر ماجرا به جز چند فیلم، متاسفانه شاهد به نمایش درآمدن فیلم هایی بی کیفییت و گاها چند سال توقیفی در اکران آنلاین هستیم. فیلم های «منشی مخصوص من» و «بنفشه آفریقایی» پس از چند سال توقیف و نا امید از استقبال تماشاگران در سینماها، سر از اکران آنلاین درمی آورند. اکرانی که با قیمت بلیط 20 هزارتومانی، بدون شک سود بیشتری نصیب تهیه کنندگان این فیلم ها به همراه دارد.

پلتفرم هایی که از این آب گل آلود دنبال ماهی گرفتن خود هستند

چرا مخاطب باید برای دیدن چنین فیلم های بی کیفیت و بدون محتوایی، چنین مبالغی را در اکران آنلاین پرداخت کند؟ درصورتی که براحتی می تواند با گذشت یک ماه، همان فیلم را رایگان تماشا کند؛ اگر نگوییم که همان روز اول اکران، فیلم را غیرقانونی دانلود و تماشا کرده است. برخلاف سینمای هالیوود که از این فرصت اکران آنلاین بیشترین استفاده را کرده و فیلم های پرمخاطبی را در این بستر عرضه کرده اند.

عدم نظارت بر ساخت و محتوای فیلم های بی کیفیتی همچون «دوئت»، «روزهای نارنجی»، «تا ابد» و «بی حسی موضعی» صدای اکثر مخاطبان این فیلم ها را در همان VOD ها درآورده و البته نوک پیکان این انتقاد به مدیرانی است که در معاونت سینمایی وزارت ارشاد به چنین فیلم هایی پروانه ساخت و نمایش می دهند و پلتفرم هایی که از این آب گل آلود دنبال ماهی گرفتن خود هستند و با تبلیغ این فیلم ها در رسانه ها و ویترین صفحات خود، جیب مخاطب را خالی می کنند.

در ادامه نگاهی گذرا و منتقدانه به سه فیلم اخیر اکران آنلاین سینما داشته ایم:

«بی حسی موضعی» / به کارگردانی حسین مهکام

حمید خرمی/ فیلم سینمایی  «بی‌حسی موضعی» تراوش‌های نامأنوس ذهنی است که با «پرسه در مه» هایی از جنس «هیچ» و «خرگیوش» های گستاخ و جسور، ملغمه و سالادی پوچ به خورد مخاطب می‌دهند.

شخصیت‌های فیلم سینمایی « بی‌حسی موضعی» به معنای کامل، وارد چرخه ملال‌آور زندگی روشنفکری شده‌اند که تمام داستان در شب اتفاق میفتد و هیچ روشنایی و گشایش پذیری و امیدی هم در کار نیست! فیلم با یک ازدواج عجولانه شروع می‌شود، با مشتی روان‌پریشی ادامه میابد و نهایتاً به خودکشی ختم می‌شود! همان‌قدر ابزورد و بی‌معنا و خالی از انسانیت بعد از مرگ یک آدم. گویی معنای زیستن را گم کردند و در شرایطی معلق و بدون کنش قرار گفته‌اند، ویژگی‌های مشنگ مابانه شخصیت‌ها و بی‌حسی آنان به رویدادهای پیرامونشان، قابل‌درک است اما زمانی که تماشاگر نتواند یک سیر منطقی در ذهن آن‌ها بیابد، همراهی کردن با آن‌ها تبدیل به تجربه‌ای طاقت‌فرسا می‌شود. نه ارجاعات به دانشگاه ما را با داستان همراهی می‌کند و نه مثلاً رمزگشایی پایان فیلم مخاطب را به وجد می‌آورد و نه شخصیت‌ها آن سمپاتیک لازم را دارا هستند تا مخاطب ارتباط برقرار کند.

 

«دوئت» / به کارگردانی نوید دانش

احسان سالمی/ دوئت عینا مصداقی از همان ضرب‌المثل قدیمی است که طرف برای یک دکمه، کت دوخته است! زن و مردی میانسال که در جوانی عاشق هم بودند، پس از چند سال همدیگر را می‌بینند، آن هم در شرایطی که هر دو ازدواج کرده‌اند و این دیدار شرایط روحی هر دوی آنها را بهم می‌ریزد؛ این خلاصه یک خطی قصه «دوئت» است و متاسفانه فیلم چیزی بیشتر از همین خلاصه یک خطی برای ارائه به مخاطبش ندارد!

فیلمنامه «دوئت» با اینکه ظرفیت روایت قصه‌ای پرکشش را دارد؛ بیش از اندازه کند و کشدار پیش می‌رود و فیلمساز درست در همان نقاطی که باید قلاب جذب مخاطب را بیندازد، به ساده‌ترین شکل ممکن با مخاطبش مواجه می‌شود. مشکل آنجاست که فیلمساز برای روایت قصه نحیفش، سعی کرده تا بزنگاه‌هایی عاطفی و اخلاقی خلق کند که در آنها کاراکترها مجبور به انتخاب می‌شوند اما همین بزنگاه‌ها که طبعا باید نقاط عطف قصه باشند در ساده‌ترین شکل ممکن پشت‌سر گذاشته می‌شود

جالب اینکه «دوئت» پیش‌تر یک فیلم کوتاه بوده و آن نسخه اثری قابل قبول بود اما تبدیل آن اثر کوتاه به یک فیلم سینمایی در شرایطی رخ داده که گویا فیلمساز اساسا نمی‌دانسته باید چگونه این قصه کوتاه را تبدیل به یک فیلم سینمایی کند.

 

«روزهای نارنجی» / به کارگردانی آرش لاهوتی

دو شخصیت اصلی داستان پرداختی ندارند. نه می دانیم گذشته شان چگونه گذشته و نه می دانیم انگیزه امروز زندگی مشترکشان چیست و نه اینکه چرا مرد کار نمی کند!

خرده روایت های بی سر و ته در داستان فراوانند. از دخترک نوجوانی که برای کار نزد آبان (هدیه تهرانی) آمده تا دختر معتادی که نمی دانیم چرا مورد حمایت آبان است، همگی در حد تیتر هستند و بسط داده نمی شوند. در پایان فیلم به یکباره آبان و مجید حالشان خوب شده و زندگی مشترکشان را بهبود می بخشند. دلیل این موضوع چیست؟ جز کارگردان کسی نمی داند!

«روزهای نارنجی » ضعیف و فراموش شدنی است. در فیلم نه تلاش های زن برای رسیدن به هدفش به درستی روایت می شود و نه پیام های گل درشت اخلاقی به ثمر می نشیند. « روزهای نارنجی » یکی از انبوه آثار سینمای ایران است که ساعاتی پس از تماشا برای همیشه از ذهن مخاطب پاک می شود.

انتهای پیام/

https://newroom.dana.ir/1660879
ارسال نظر
نظرات